مهلت ارسال آثار مسابقات مشق مهر، وبلاگ نویسی و قاب مهر تمدید شد
نظر
به استقبال قابل توجه داوطلبان، هنرمندان و روزنامه نگاران از مسابقات
برگزار شده توسط روابط عمومی سازمان داوطلبان با عناوین مشق مهر(خاطره
نویسی)، قاب مهر(عکاسی) و وبلاگ نویسی ، مهلت ارسال آثار مربوط به این سه
مسابقه تا پایان بهمن ماه سال جاری تمدید شد.
از سوي ديگر براي پر كردن ورزشگاه بزرگ آزادي، براي تمام استان ها و سازمان ها سهميه مشخص شده است تا با حضور پرسنل و مرتبطين خود استاديوم آزادي را پر كنند كه از جمله مي توان به سهميه هاي اختصاصي زير اشاره كرد؛ هلال احمر 30 هزار نفر، سازمان ميراث فرهنگي 20 هزار نفر، سازمان حمل و نقل و راهداري 10هزار نفر، وزارت كشور(فرمانداران، بخشداران، شهرداران و...) 10 هزار نفر، آموزش و پرورش (دانش آموزان و كادر استان هاي تهران، البرز، قزوين، قم و...) 10 هزار نفر، بخش خصوصي و گردشگري 10 هزار نفر و... پرسنل سازمان ميراث فرهنگي هم براي حضور در مراسم به همراه خانواده هاي خود (حداكثر تا 10نفر) توجيه شده اند.
همچنين گفته مي شود در پي هماهنگي با وزير ارتباطات مقرر شده است كه شركت رايتل وابسته به سازمان تأمين اجتماعي، مسئوليت پذيرايي (بسته هاي پذيرايي و ناهار روز مراسم) را به سبك هواپيمايي و توسط كترينگ هواپيمايي ماهان تهيه و آماده و در ميان مدعوين توزيع كند كه براي اين كار هزينه هر نفر 40 هزارتومان برآورد شده است.
سازمان ميراث فرهنگي مبالغي را تحت عنوان هزينه هاي سفر نوروزي به استان ها به منظور هزينه حمل و نقل و پذيرايي بين راهي مدعوين اختصاص داده است كه جمعاً حدود 6 ميليارد تومان تخمين زده مي شود.
با عرض سلام داوطلبان هلال احمراستان اردبیل در دهه فجر تمامی تلاش خود را برای انجام کارهای عام المنفعه در این روزهای عزیز به کار بستن
کاروانهای سلامت یکی از طرحهای بسیار خوب و زیبا بود که در 16 کاروان و 9 پزشک و 11 پیراپزشک و با مشارکت 86 داوطلب صورت گرفت و تعداد 1889 نفر از این خدمات بهره مند گردیدند
طرح دیگری که در دهده فجر توسط داوطلبان گرامی صورت گرفت برپایی چادرهای سلامت نام داشت در این طرح تعداد 19 چادر برپا شد و حدود 877 ویزیت توسط 9 پزشک داوطلب انجام یافت همچنین 84 داوطلب در این چادرها به فهعالبیتهای مانند کنترل فشار خون و همچنین کنترل قند خون و ... پرداختن
تعداد نفراتی که بپه چادرهای سلامت مراجعه نمودنددر حدود 2495 نفر بودند
دوره های آموزشی برگزار شده در ایام مبارک دهه فجر با عناوین کمکهای اولیه و پایه د اوطلبی به حدود 1122 نفر رسید و حدود 3140 بروشور در این ایم در بین مردم توزیع گردید
روز ۲۲ بهمن گرامی باد
در روز ۲۲ بهمن جشن بزرگ ملت بزرگ ایران داوطلبان چمعیت هلال احمر با بربایی چادرهای سلامت به ارائه خدمات داوطلیانه از جمله تست قند خون و تست فشار خون و ... همت گماردند
گزارش مصور این برنامه را به زودی در ویلاگ انعکاس خواهیم داد
بعد از زلزله استان آذربایجان شرقی که در شهرستانها و روستاهای اطراف سه شهرستان اهر ، هریس و ورزقان آسیبهای زیادی به جان و اموال آنها وارد کرد کارکنان مجتمع صنعتی آرتاویل تایر اردبیل (گلدستون) دراقدامی انساندوستانه درجهت تسکین درد و رنج آسیب دیدگان اقدام به جمع آوری کمکهای مالی پرسنل محترم شرکت نمودند ، با رسیدن فصل زمستان و سرما ؛ مسئولین شرکت با مشورت کارشناسان هلال احمر صلاح را در خرید پتو برای زلزله زدگان دیدند که این کاردر اسرع وقت صورت گرفت و پتو های خریداری شده که حدود 210 عدد بود در مورخه هفتم دی ماه با همکاری جمعیت هلال احمر به شهرستان اهر اعزام گردید و با همکاری و راهنمایی مسئولین محترم جمعیت هلال احمر شهرستان اهردر روستاهای ؛ گمش آباد – یایجلو – ساری یارقان که از روستاهای کوهستانی و محروم و آسیب دیده از زلزله ، شهرستان اهر هستند توزیع شد روستاهای که از این اقلام بهره مند گردیدند کمال تشکر و قدردانی خود را از کارکنان مجتمع صنعتی آرتاویل تایر اردبیل بعمل آوردند .
ولی علائی
با همت مدیریت و کارکنان پرتلاش مجتمع صنعتی آرتاویل تایر اقدامی انساندوستانه در جهت تسکین درد ورنج زلزله زدگان آذربایجان برداشته شد وتعدادی اقلام گرمایی خریداری بو با همکاری جمعیت هلال احمر در بین تعدادی از زلزله زدگان توزیع گردید بزودی عکسها و گزارش کاملی از اهداءاقلام گرمایشی به زلزله زدگان شهرستان اهر توسط پرسنل آرتاویل تایر اردبیل را در وبلاگ پایگاه داوطلبی قرار میدهیم .

برای مشاهده فایل PDF روی تصویر کلیک کنید
ماده ۱
جمعیت هلال احمر جمهورى اسلامى ایران (جمعیت سابق شیر و خورشید سرخ ایران)
که در این اساسنامه جمعیت نامیده مىشود، مؤسسهاى خیریه، غیرانتفاعى و
داراى شخصیت حقوقى مستقل مىباشد. جمعیت، به کلیه تعهدات و قراردادهاى بین
المللى مربوط به اهداف و وظایف جمعیتهاى هلال احمر و صلیب سرخ و نیز
مقررات اتحادیه جمعیتهاى صلیب سرخ و هلال احمر که با قانون اساسى و سایر
قوانین جمهورى اسلامى ایران مغایرت نداشته باشند، پاى بند بوده « و در
مسائل امدادى و بهداشتى درمانى برون مرزى و درون مرزى و تعهدات مربوطه در
راستاى سیاستهاى دولت جمهورى اسلامى ایران طبق اساسنامه عمل مىکند . —
اصلاحیه به موجب مصوبه جلسه مورخ ۲۴/۲/۱۳۸۲ مجلس شوراى اسلامی
ادامه مطلب
امیدواریم به زودی بتوانیم این کمکها را به هم زبانان و هم میهنان عزیزمان برسانیم و عکس و خبر این طرح را در این وبلاگ منتشر کنیم
ولی علائی ریس پایگاه داوطلی آرتاویل تایر
خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان
رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل وطوفان، نعره توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتا ب
برق تیغ خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان،دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان وساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می گفتند : این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خداست
هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند
با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو وغول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان اژدهای سرکشم
در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا …
نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب وهندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
…
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب وآشنا
زود پرسیدم : پدر، اینجا کجاست ؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!
گفت : اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟
گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم �� �با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است…
…
تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست
دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک وبی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان درباره ی گل حرف زد
صاف وساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان وآشنا :
پیش از اینهافکر میکردم خدا






http://blogsearch.google.com/ping?name=Official+Google+Blog&url=http%3A%2F%2Fgoogleblog.blogspot.com%2F&changesURL=http%3A%2F%2Fgoogleblog.blogspot.com%2Fatom.xml